وبلاگ
من |
|
| خانه | |
| آرشيو | |
| ايميل | |
نویسندگان |
|
بازدید کنندگان |
|
امار وبلاگ |
|
قالب های وبلاگ |
|
| اخبار ایران |
|
دخترکم دو ساعتی میشه که 5 ماهه شدی.5 ماه از اون شبی که عجله کردی و یک هفته زودتر از همه پیشبینی های من قدم به زندگی ما گذاشتی و روزهای رنگیمون رو رنگی تر کردی.عزیز دلم این رو از ته قلبم میگم هیچ وقت فکر نمیکردم که اینقدر دوستت داشته باشم.تو و آیه پاره وجود من هستین.تمام زندگی من هستین.عزیزکم 5 ماهگیت مبارک.
از سفر برگشتیم.در اولین فرصت خواهم نوشت همراه با چند عکس.
پيام هاي ديگران () link ۱۳٩۱/٢/٢٧ - آیه
عکسها ترتیب زمانی دارند.اولیها مال دو ماه پیش شاید هم بیشتر هستند.از روی لباس میشه تشخیص داد.
باغ سبزی و لذت چیدن:






4 سبزه به نیت خانواده چهار نفره مان(خدایا شکر):

یک عدد فرشته زمینی:

خواهرانه(روز سه ماهگی آلا):

کادو گرفتن کوهی از عیدی(اوووف که کلی طول کشید)کاغذ ها رو آیه انتخاب میکرد و روی کادوها گل و قلب و ستاره میکشید.


هفت سین 91 با همکاری آیه.تخم مرغها کار خودشه:



ده آبا و اجدادی مادر:


چوپانان کوچک.نمیدونید چه لذتی میبردن:




نشانگان رشد:بالا گرفتن سر،رساندن دستها بهم،توجه به دستها و چپاندن توی دهن و با صدای بلند مکیدن،گرفتن اسباب بازی بطور ارادی،دراز کردن دست برای گرفتن اسباب بازی،خندیدن با صدای بلند(قهقه)وپاسخ دادن به ما با صدا و جدیدا لالایی خواندن به هنگام خوابیدن...هر چی که دستش میدم اون یکی دستش رو هم میاره و دو دستی میگیره و میکنه مستقیم توی دهنش.








آبادان شهر مادری:


ماهشهر کنار ساحل خلیج فارس:



نقاشی صورت:

سیزده بدر:



گل خنده های گل مادر:





